نمیدانم چه بگویم...

دیگر حتی کلمات هم دلگیر شده اند

اصلا ... بگویم بهتر است

نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٢٩ ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ توسط : یاسمن | کلمات کلیدی : زیر زمین دل
  •    [نظرات ]

  • تو فقط بیا....

    ظرفم را بشکن...

    قول میدهم کوه را بکنم!

    نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۱۸ ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ توسط : یاسمن | کلمات کلیدی : زیر زمین دل
  •    [نظرات ]

  • میبینی؟

    هنوز هم هوایت را دارم

    نه هوای بودنت

    یا چشمانت...

    که هوای هوای خاطراتت

    نمیدانم هوا تلخ است یا شیرین؟!

    آخر گاهی تلخ ها نیز شیرین می شوند!

    نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۱۸ ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ توسط : یاسمن | کلمات کلیدی : زیر زمین دل
  •    [نظرات ]

  • از کدام دلگیری؟

    حرف نزدن یا حرف نداشتن؟

    چه شده؟

    تو که همیشه دنبال سکوت من بودی

    جانم؟ بگو ...

    باز چه نیازی به من داری!

    نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۱۸ ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ توسط : یاسمن | کلمات کلیدی : زیر زمین دل
  •    [نظرات ]