گفتنی ها کم نیست...

وقتی همه خوابند و فقط من هستم و یک بی خواب تر از من...
اما حرفی برای گفتن نیست...
اینبار هم ،گفتنی ها کم نیست و ما هم کم نبودیم...
ولی بی گفتن ها خوانده ایم و میخوانیم یکدیگر را...
تا همیــــــــــــشه ی دوستیِ مان...

/ 1 نظر / 10 بازدید
shirin

من دلم می خواهد آنچه را هست نمود ِ‌ خوبی و نمادیست به هر مطلوبی به تو تقدیم کنم در چنین فصل شریف با تو تقسیم کنم خانه ي بخت ِ‌ بلندت آباد زندگی ِ‌ تو پر از نغمه ي شاد آسمان ِ‌ تو سراسر آبی و زمینت سر سبز روزهایت روشن و شبت مهتابی سکه نقد امیدت به نام آرزوهات به کام لحظه هایت همه سرشار عطر و شادي و گل مهربانم ای دوست نازنینم ای یار روزگارت همه خوش.