یاسمن نوشت هایم کجایی؟

من گم شدم!
خودم با یاسمن نوشت هایم باهم گم شدیم!
هرج و مرج تاریکی در افکارم موج میزند....
قلمم که هست... نوشته هایم همینطور.... نوشتنم کجاست اما؟
نمیخواهم فقط بنویسم،که نوشته باشم... میخواهم احساس کنم جمله هایم را...
شاعر نیستم...اما دستِ کم ... دل نویس که هستم....
هجوم افکار و جملات پریشانم کرده... مزاحم این یکی دو جمله است...
ذهنم خسته تر از ردیف کردن قافیه هاست...فقط میخوانم...
حالا که قرار است نشود بنویسم...همان بهتر که اصلن فکر هم نکنم!

/ 11 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی

hamishe ghese hamine karish ham nemishe kard sherat o khundam ziba bud un blog e ghablit ham fogholade bud engar ashna bud ..in donyat.. gomshodegi ro daryab.. hes e fogholadehi besharti ke peida shim

شاهدخت سرزمین ابدیت

می شود نوشت...می شود وقتی تو باشی و قلم باشد و تکیه ی فکرت روی این صفحه ی سپید عمود باشد[لبخند] وقتی گوشت را به نوشتن بدهی وقتی چشمانت بسته باشند و به فکرهایت بنگرند وقتی... فکر نکرده بنویسی و بنویسی و بنویسی[گل]

محمد موسوی

نهان گشتی تو ای دوست نهان از دست نوشت هایت نهام از هر چه بودی... نهان از دوست هایت...

محمد موسوی

دختر عمو هر وقت گم شدی یه تک بزن زود دربست می گیرم میام دنبالت....... خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ[خجالت][خجالت][خجالت][خجالت][خجالت][خجالت][خجالت][خجالت][خجالت][خجالت][خجالت]

برده ولی آزاد

تقدیم شما از هرآنچه خوبیست[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] امید که فردایی نو بسازید از گذشته ای که گذشته است [گل]

برده ولی آزاد

تقدیم شما از هرآنچه خوبیست[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] انسان های خوب همچو انعکاس ماه در زلال برکه اند لمس شدنی نیستند ولی زیبایی بخش ظلمت شبند. [گل]

میلاد

بنویس... بنویس... بنویس... که نوشتن زندگی است.

behrang

به راستی که... " مجــازی " نـیســـت این " حـقیقت " کــه دوســـتان " مجـــازی " مــن " حــقـیقی تـرین " حــقیقت زنـدگی مـنند !