هیس..

هیس...

دیگر کافی ست بهانه های تکراری...

رفتنت و جدایی...

برای من و تو ...

حق با تو بود، من با تو خوشبخت نمیشدم...

خوشبخت کردن من هم لیاقت میخواهد...

/ 10 نظر / 14 بازدید
شیدا

سلام گل یاس[گل] شیدا هستم.با افتخار تمام لینک شدی[لبخند] یادت نره بهم سربزنی....[خداحافظ]

shirin

غروب بهانه ایست... تا بگویم تا بنویسم از انچه می دانم و نمی دانم از انچه می خواهم و نمی خواهم تو هم بهانه ای پیدا كن. با خودمان می گوییم، عادت می کنیم و با صراحت زیادی، این جمله را تکرار می کنیم. آن چیزی که هیچ کس نمی پرسد، این است که : به چه قیمتی عادت می کنیم ؟به امید دیدن دباره تو مهربون زیبا رو[لبخند][گل][گل]

آمد

و اين يعني همان چيزي كه خيلي از ما ايراني ها نداريم يعني ارزش خود را دانستن و فقط با يك كلمه ديگران انرا مي بينن و آن اينست كه چقدر از خود راضي ولي هميشه به خودم ميگم بذار بگن اره من از خود راضي ترين آدم روي زمينم .پس تو هم همين رو با خودت تكرار كن .

تازی

خوشبختی به دستان ات می آید بانو

نازی

خوشبختی به دستان ات می آید بانو

ایمان

مي روم خسته و افسرده و زار سوي منزلگه ويرانه خويش به خدا مي برم از شهر شما دل شوريده و ديوانه ي خويش مي برم،تا كه در آن نقطه دور شستشويش دهم از رنگ گناه شستشويش دهم از لكه ي عشق زين همه خواهش بي جا و تباه مي برم تا زتو دورش سازم زتو،اي جلوه ي اميد محال مي برم زنده به گورش سازم تا از اين پس نكند ياد وصال وب قشنگی داری موفق باشی و پر از امید بای

مليكا

خيلي قشنگ بووووووووووووووود[چشمک]